زود قضاوت نکنیم

زود قضاوت نکنیم ، قضاوت نا به جا تیری زهر آلود در قلب اعتماد

با قضاوت نادرست از کسی نشان نمی‌دهید او کیست بلکه نشان می‌دهید شما کیستید! برداشت اشتباه و قضاوت نادرست آفت زندگی هر زندگی و رابطه‌ای است. هیچ گاه زود قضاوت نکنیم زیرا قضاوت نادرست می‌تواند به کلی زندگی ما را به آتش بکشد. در حقیقت هیچ کس در این دنیا کامل و بی نقص نیست. اگر مدام دیگران را قضاوت کنید و به خاطر اشتباهات‌شان از آنها دوری کنید، همیشه تنها خواهید ماند. پس کمتر قضاوت کنید و بیشتر به دیگران عشق بورزید.

هیچ‌گاه کسی را قضاوت نکنید، آن هم فقط به این خاطر که تنها نوع گناهانش به گناهان شما متفاوت است. انسان تنها دو چشم دارد، چطور با دو چشم سطحی بین که به راحتی می‌توان آن را فریب داد قادر به قضاوت دیگران هستید؟ هیچ کس در این دنیا قاضی نیست غیر از خداوند متعال که همه چیز را می‌بیند. اگر بتوانیم آنچه که بر کسی گذشته را دقیقا به جای او ببینیم می‌توانیم او را قضاوت کنیم که این امر نیز کاملا غیر ممکن است.

شاید به همین دلیل می‌گویند که ابتدا کفش من را پا کن و در راه من قدم بگذار و سپس راه رفتن مرا قضاوت کن. هر انسانی کاملا منحصر به فرد است. صبر، تحمل، بردباری و خصلت‌های اخلاقی هر کس با فرد دیگر متفاوت است. شاید یک درد ساده امان یک نفر را ببرد و صدای آه و ناله‌ی او را به آسمان هفتم برساند اما این درد برای فرد دیگر چیزی نباشد. به همین دلیل نه می‌توان فرد اول را زود رنج دانست و نه فرد دوم را سنگ دل خطاب کرد. هر دو آنها انسان هستند و تنها درجه صبر و طاقت آنها با یکدیگر تفاوت می‌کند.

قضاوت کار بسیار ساده‌ای است. در حقیقت همه ما می‌توانیم یکدیگر را قضاوت کنیم. اما چقدر علاقه داریم مورد قضاوت واقع شویم. شاید هر کس برای انجام کار خود دلیلی منطقی داشته باشد، اما آیا این دلیل برای خودش منطقی است؟ آیا دیگران از برداشت ما نسبت به خودشان خوشحال می‌شوند؟ زمانی که متوجه شویم برداشتمان درباره دیگران اشتباه بوده چه حالی خواهیم شد؟ به یاد دارم کودکی را که به بستنی فروشی رفت و از گارسون پرسید که ” آقا، قیمت بستنی چند میوه‌ای چقدر می‌شود؟” گارسون پاسخ داد ۱ دلار بچه جان! سپس کودک دستش را در جیب خود کرد و از گارسون مجددا پرسید که ” آقا، بستنی تک میوه کوچک چقدر می‌شود؟” گارسون که بسیار گرفتار بود با عصبانیت پاسخ داد، ۵۰ سنت، زود باش تصمیم بگیر دیگه بچه جان!

قضاوت نا به جا تیری زهر آلود در قلب اعتماد

کودک یک بستنی کوچک سفارش داد و گارسون در دل خود می‌گفت که گیر چه مشتری‌هایی می‌افتد و به خاطر ۵۰ سنت این همه باید وقتش گرفته شود. کودک بستنی خود را با آرامش خورد و پول آن را زیر ظرف بستنی گذاشت. زمانی که گارسون برای تمیز کردن میز آمد اشک در چشمانش حلقه بست. کودک ۱ دلار برای فروشنده گذاشته و  ۵۰ سنت آن را به گارسون انعام داده بود.

اگر شما جای این گارسون بد اخلاق بودید، بعد از قضاوت نادرست خود چه احساسی داشتید؟ پس زود قضاوت نکنیم. به همه چیز زمان دهید. قضاوت نادرست همچون تیری زهر آلود در قلب اعتماد انسان‌ها به یکدیگر فرو خواهد رفت. برداشت غلط و قضاوت زودهنگام باعث می‌شود تا هر انسانی را از کار خیر خود پشیمان کند.

حتی اگر به دنبال امتحان کردن فردی هستید، با یک بار امتحان کردن و نتیجه ظاهری آن تصمیم گیری نکنید. همیشه دلیل کار دیگران را از آنها بپرسید. گاهی جواب قضاوت نادرست را باید به قیامت ببریم. عمر انسان بسیار کوتاه است. گاهی فرصت نمی‌شود از کسی که رنجانده‌ایم عذر خواهی کنیم و گاهی هم عذر خواهی ما قلب شکسته دیگران را تسکین نمی‌دهد.

در رشدتو بخوانید  عزت نفس و اعتماد به نفس با یکدیگر چه تفاوتی دارند؟ | همه چیز درباره عزت نفس

حتی قضاوت مثبت نیز می‌تواند آفت زندگی باشد. از کجا می‌توانید قصد واقعی دیگران را ببینید؟ بسیاری از ما شاید آرزو داشته باشیم که با چشم خود قادر به دیدن درون آدم‌ها بودیم. این آرزویی است که شاید بسیاری از ما حداقل یک بار کرده‌ایم. چشمی که بتواند فرق دروغ از حقیقت را تشخیص دهد، واقعا به درد انسان خواهد خورد. اما واقعا آیا این‌طور است؟

در حقیقت چه بخواهیم و چه نخواهیم، پایه بسیاری از رابطه‌های انسانی با دروغ استوار است. شاید بسیاری از زندگی‌ها بدون دروغ بارها و بارها از هم می‌پاشید. شاید اگر نظر واقعی دیگران را راجع به خودمان می‌دانستیم، هیچ گاه حاضر نبودیم دوباره آن افراد را ببینیم. گاهی دروغ شیرین برای ما انسان‌های خوش باور بهتر از حقیقت تلخ است. ما ترجیح می‌دهیم که شیرینی دروغ را باور کنیم و حقیقت را نپذیریم.

زمانی که کودک بودیم، همه را به یک اندازه دوست می‌داشتیم. زمانی که بزرگ‌تر شدیم، شروع به قضاوت خوب و بد دیگران کردیم و نسبت دوست داشتن ما تغییر کرد. بین اطرافیان خودمان فرق گذاشتیم و با قضاوت نادرست عزیزمان را از خودمان دور کردیم. کاش همان‌قدر کوچک بودیم و ذهنمان آنقدر محدود بود که نمی‌توانست کسی را قضاوت کند.

حتی در کتاب کلیله و دمنه نیز در مورد برداشت غلط و قضاوت نادرست داستانی زیبا روایت شده است. در این کتاب نقل شده که دو پرنده کوچک نر و ماده در یک لانه زندگی می‌کردند. در فصل زمستان حجم بارش باران و برف زیاد شد و لانه رطوبت زیادی پیدا کرد. پرنده نر به پرنده ماده خطاب کرد که بهتر است به یک جای گرم‌تر سفر کنیم و مجدد یک لانه جدید بسازیم.

پرنده ماده کمی فکر کرد و به نر پاسخ داد که بگذار تابستان شود. در تابستان و گرمای هوا، لانه دوباره خشک شده و قابل سکونت می‌شود. این لانه بسیار بزرگ است و انبار آذوقه آن پر از دانه شده. به همین دلیل بهتر است زمستان را با این دانه‌ها سر کنیم و در تابستان دوباره آذوقه جمع کنیم. پرنده نر نیز با این پیشنهاد موافقت کرد و تصمیم بر این شد که در لانه خود بمانند و این زمستان را تحمل کنند.

زمانی که هوا گرم شد، آنها تصمیم گرفتند که از آذوقه خود دیگر استفاده نکنند و در عوض به دنبال جمع کردن آذوقه باشند. پرنده ماده در لانه می‌ماند و پرنده نر هر روز به نقاط دور دست پر می‌کشید تا آذوقه جمع کند در این میان گرمای هوا باعث کاهش رطوبت داخل دانه‌ها شد و آنها حجم زیادی را از دست دادند. زمانی که پرنده ماده به سراغ آذوقه‌ها رفت دید که حجم آنها نصف شده و تصور کرد که پرنده ماده زمانی که او در حال جمع کردن آذوقه رفته، دانه‌های جمع شده را خورده است.

او از این بابت بسیار عصبانی شد و به پرنده ماده گفت که تو یک پرنده بی‌فکر، تنبل و شکمو هستی که این همه دانه را در نبود من خوردی. پرنده ماده از شنیدن این مساله شوکه شد و قسم خورد که این کار را نکرده. پرنده نر به او گفت که جز تو کسی در این لانه نیست و اگر هم باشد تو او را به این لانه راه دادی. پس یا تو دانه‌ها را خوردی و یا به من خیانت کردی.

در رشدتو بخوانید  هدف انسان از زندگی | انسان برای چه اهدافی آفریده شده است ؟

پرنده ماده از این بابت بسیار آزرده خاطر شد و مجددا تاکید کرد که او این کار را انجام نداده. اما پرنده نر این موضوع را قبول نکرد و جفت خود را از لانه بیرون انداخت. جفت او چون نمی‌توانست خیلی اوج بگیرید، به سرعت در دام صیاد افتاد و جان خود را از دست داد. در این حین پرنده نر در لانه خود به تنهایی زندگی می‌کرد و شاد بود که اجازه نداده جفتش او را فریب دهد.

زمان گذشت و بارش و بارندگی دوباره آغاز شد. لانه رطوبت گرفت و دانه‌ها دوباره حجیم شدند. پرنده نر زمانی که حجیم شدن دوباره دانه‌ها را دید، متوجه اشتباه بزرگ خود شده بود، اما برای جبران این اشتباه دیگر خیلی دیر بود. جفت او از دست رفته بود و این تنها به دلیل یک قضاوت نادرست بود.

برای پایداری در روابط زود قضاوت نکنیم

هر کس برای خود داستانی دارد و ما این داستان را نمی‌دانیم. پس چطور می‌توانیم دیگران را قضاوت کنیم. شخصی در کاباره می‌میرد و شخص دیگری داخل مسجد جان خود را از دست می‌دهد. اولی برای موعضه و نصیحت به آنجا رفته بود و دومی قصد دزدیدن کفش نمازگزاران را داشته. حال چطور می‌توانیم فرق خوبی و بدی را با چشمان ناقص خود تشخیص دهیم؟

شاید همه ما انسان‌ها از ترس قضاوت شدن در قضاوت دیگران عجله می‌کنیم. افرادی که پیش از تحقیق لازم دیگران را قضاوت می‌کنند، افرادی عجول، سطحی نگر و بسیار ساده لوحی هستند. البته زمانی که فردی مدام دیگران را به غلط قضاوت می‌کند در نظر دیگران قابل اطمینان نیست و به تدریج از جمع دوستان نیز ترد می‌شود پس زود قضاوت نکنیم.

هیچ وقت زود قضاوت نکنیم. ظاهر دیگران نشان دهنده حال درونی آنها نیست. همیشه تلاش کنیم تا خوبی و نقاط مثبت دیگران را ببینیم. شاید بپرسید چرا؟ دقیقا به همان دلیل که شما هم می‌خواهید دیگران نقاط مثبت شما را ببینید و برداشت اشتباهی از شخصیت‌تان نداشته باشند. همان‌گونه با دیگران رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند!

در حقیقت بهتر است انرژی زیادی که صرف قضاوت دیگران می‌کنیم، برای اصلاح شخصیت خودمان نگه داریم. گاهی تهمت ناروا و قضاوت نادرست باعث از دست رفتن جان فردی می‌شود و یا خانواده‌ای را به آتش می‌کشد. زبان خود را کنترل کرده و پیش از قضاوت دیگران کمی تامل کنیم. تصور کنید که اگر برداشت شما صحیح نباشد چه عواقبی خواهد داشت؟ یک لحظه درنگ کنید و ببینید که اگر شما جای آن فرد بودید و کسی با قضاوت نادرست شخصیت شما را زیر پا می‌گذاشت چه احساسی پیدا می‌کردید؟ اگر قبل از هر بار قضاوت این فکر را با خود کنید، رفته رفته قضاوت کردن را ترک می‌کنید.

همیشه به یاد داشته باشید که قاضی تنها خداست. همان کسی که ذره‌ای شر و ذره‌ای خیر در نزد او پنهان نیست و پیش از انجام هر کاری نیت آن در دل ما می‌داند. به همین دلیل زود قضاوت نکنیم و قضاوت اصلی را به خود خدا بسپاریم. با چشمانی که به سادگی فریب می‌خورند، نمی‌توان دیگران را قضاوت کرد.

منابع:

https://www.time-to-change.org.uk

https://www.hrexaminer.com

https://www.elg.net/

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *