درد‌های مزمن روحی و احساسی

عوامل ایجاد درد‌های مزمن روحی و احساسی | زخم های آشکار و پنهان روان

به قول نویسنده معروف، صادق هدایت “در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح و روان را آهسته در انزوا می‌خورند و می‌تراشند. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند.”

در ظاهر نویسنده تنها از قلم خود استفاده کرده تا در مورد مشکلات اجتماعی و احساسی بنویسد. اما این مطلب تنها خلاصه به آرایه‌های ادبی نویسنده نمی‌شود. گاهی انسان دچار غم‌هایی می‌شود که روان او را نا‌آرام کرده و باعث رنج و عذاب او می‌گردند. این درد‌ها، همان زخم‌های روح و روان انسان هستند.

شاید یک زخم سطی روی پوست‌مان ما را به شدت آزار داده و باعث رنج ما شود. اما در مورد زخم‌های روح و روان این مساله تفاوت دارد. گاهی یک زخم روحی را اصلا حس نمی‌کنیم اما ما را دچار چنان درد و غمی می‌کند که حتی روی سلامت فیزیکی ما تاثیر می‌گذارد.

چنین زخم‌هایی را زخم‌های پنهان یا همان زخم‌های روان می‌نامند. زخم‌های روان همان درد و رنج‌هایی هستند که ما در زندگی تحمل می‌کنیم. اما آیا معنای زخم روان محدود به همین است؟

زخم روح و روان چیست؟

زخم روح و روان چیست؟

همه انسان‌ها با احساس‌های منفی مختلفی در زندگی خود دست و پنجه نرم می‌کنند. غم، درد، اضطراب، افسردگی، پشیمانی، حس مقصر بودن، جزء همین احساسات به شما می‌آیند. اما آیا اگر تنها یک بار احساس ناراحتی کنیم، این ناراحتی تبدیل به زخم روح و روان می‌شود؟

زمانی زخم روح و روان به وجود می‌آید که ما به حضور این درد‌ها و غم‌ها عادت کنیم. عادتی بر پایه سیستم دفاعی ذهن که سعی می‌کند با واقعیت کنار بیاید تا تحمل آن را ساده‌تر کند. بعضی اوقات این حس‌های بد تبدیل به یک عادت روزانه می‌شود. به حدی این زخم‌ها پیشروی می‌کنند که فرد بدون حضور‌ آنها نمی‌تواند زندگی کند.

برای مثال در برخی موارد دیده می‌شود که فرد از همان ابتدای صبح تلاش می‌کند به یاد بیاورد که چه موضوعی باعث ناراحتی طولانی مدت او شده و سعی می‌کند به همان رویه ادامه دهد. این مساله در بسیاری از افراد دیده می‌شود. گاهی به صورت ناخودآگاه تمایل داریم که در افسردگی خودمان غرق شویم. شاید این مساله باعث رنج و ناراحتی اطرافیان ما شود، اما خودمان متوجه این نیستیم.

اگر به صورت طولانی مدت دچار یک حس بد و نامطلوب باشیم، دچار زخم روح و روان می‌شویم. اما آیا به نظر شما شباهت و یا تفاوتی بین زخم روح و روان و زخم فیزیکی وجود دارد؟

تفاوت زخم‌های روح و روان با زخم‌های فیزیکی

زخم‌های فیزیکی مثل زخم چاقو روی دستمان هستند. این زخم‌ها در لحظه درد و سوزش زیادی دارند. ممکن است حتی باعث خون‌ریزی ما شوند و گاهی نیاز به مراجعه به پزشک دارند. این زخم‌ها ممکن است تا مدت کوتاهی درد داشته باشند و صبر فرد را به سر بیاورند. اما مهم‌ترین حسن این نوع زخم‌ها در این است که ما با چشم خود شاهد آنها هستیم. علاوه بر آن، حتی عمیق‌ترین زخم‌ها نیز پس از مدتی ترمیم می‌شوند و بعد از گذشت مدت زمان طولانی، حتی درد آن را نیز به یاد نخواهیم آورد.

اما زخم‌های روح و روان چطور؟ آیا می‌توانیم خودمان متوجه شویم که روح و روان ما آسیب دیده و نیاز به درمان دارد؟ متاسفانه پاسخ به این سوال خیر است و همین باعث خطرناک شدن زخم‌های روح و روان می‌شود. در اکثر مواقع زمانی که دچار چنین زخم‌هایی می‌شویم، حتی خودمان هم از این موضوع بی اطلاع هستیم. این بی اطلاعی باعث می‌شود تا در راستای درمان آن نیز قدم بر نداریم.

در رشدتو بخوانید  فلسفه درد و رنج چیست؟ | چرا ما دچار درد و رنج می‌شویم؟

زخم‌های روح و روان بر خلاف زخم‌های فیزیکی بسیار دیر ترمیم می‌شوند. گاهی این زخم‌ها تا آخر عمر همراه انسان خواهند ماند. البته این تحت شرایطی است که به پزشک مراجعه نکنیم. زخم‌های روح را نمی‌توان پانسمان کرد و یا روی آنها پماد گذاشت تا سریع‌تر درمان شوند. درمان این درد‌ها بسیار زمان‌بر است و فرد را از پای در می‌آورد. به نوعی زخمی خاموش است. زخمی که حتی فرد زخمی از آن لذت می‌برد. او حس می‌کند که همین زخم‌ها هستند که او را سرپا نگه داشته‌اند. اما آیا شباهتی نیز به یکدیگر دارند؟

شباهت زخم‌ها فیزیکی و زخم‌ها روح و روان

همه ما زمانی که دچار یک زخم عمیق شویم، به دکتر مراجعه می‌کنیم تا در صورت لزوم آن را بخیه کرده و یا پانسمان کند. اما زمانی که دچار زخم‌های روح و روان می‌شویم، صبر می‌کنیم تا خودش بهبود پیدا کند. این یک باور اشتباه است و باید اصلاح شود. زخم‌های روحی نیز همانند زخمی‌های فیزیکی نیاز به درمان و مراجعه به پزشک دارند.

گاهی با جلسات مشاوره و بعضا با تکیه بر مصرف دارو می‌توان این زخم‌ها را بهبود بخشید. در نتیجه مهم‌ترین شباهت در این است که در صورت بروز هر دو، باید به پزشک مراجعه کرد.

از طرفی بزرگ‌ترین شباهت بین این دو زخم، رابطه مستقیم آنها است. به نوعی هردوی آنها از یک جنس هستند. هردوی آنها از جنس درد و رنج هستند. در زخم‌های فیزیکی این درد و رنج از برخورد فیزیکی حاصل می‌شود و در زخم‌های روحی، این درد و رنج حاصل از غم‌ و ناراحتی فرد است.

به دلیل اینکه ذات هر‌دوی آنها یکیست، زخم‌های روحی می‌توانند در مدت زمان طولانی عاملی بر ایجاد مشکلات فیزیکی نیز شوند. برای مثال کسانی که اضراب و خشم همیشگی دارند و این تبدیل به یک زخم روحی شده که از آن رنج می‌برند، به شدت در معرض ابتلا به بیماری‌های قلبی هستند.

همان‌طور که اشاره کردیم، بد‌ترین خطر زخم‌های روان، خاموش بودن آنهاست. فردی که دچار چنین درد و غمی شده، حتی نمی‌داند که دچار چه مشکلی گشته. محققان بررسی کرده‌اند که چه نوع از درد و رنج‌هایی منجر به زخم‌های روح و روان می‌شوند. به صورت کلی غم، عصبانیت بی‌دلیل، اضطراب، خجالت و یا حس مقصر بودن می‌توانند منجر به بروز چنین زخم‌هایی شوند.

درد و رنج‌هایی که منجر به زخم‌های روح و روان می‌شوند

  • غم

همه ما حس غم آشنایی داریم و بسیاری از آن رنج می‌بریم. زمانی غم به حدی می‌رسد که فرد حتی نمی‌خواهد در مورد آن صحبت کند و دچار نا‌امیدی شده است. زمانی که حتی گریه شما را آرام نکند و ترجیح دهید که بغض خودتان را فروکش کنید، دقیقا همین لحظه شما در معرض ابتلا به زخم‌های روح و روان هستید.

فرو بردن این بعض از شما انرژی زیادی می‌برد. در نتیجه احساس ضعف در شما امری کاملا طبیعی است. گاهی این ضعف به حدی می‌رسد که حتی ماهیچه‌های بدن شما نیز ضعیف می‌شوند و به عبارت دیگر روی سلامت فیزیکی شما تاثیر می‌گذارد.

غم با افسردگی تفاوت زیادی دارد که در مقالات دیگر به آن اشاره شده. غم یا منجر به ایجاد زخم‌های روح و روان می‌شود و یا باعث ایجاد افسردگی می‌گردد. پس هر کدام از آنها نوعی درمان جداگانه می‌طلبد. اگر غم و اندوه شما بیش از چند روز به طول بیانجامد و هیچ علائم بهبودی در شما دیده نشود و روی زندگی روزمره شما تاثیر بگذارد، باید به سرعت به پزشک مراجعه کنید.

در رشدتو بخوانید  خستگی روحی چیست ؟ نشانه‌های خستگی روحی و 6 راه‌کار برای درمان خستگی روحی

پزشک روانشانس باید بر اساس پاسخ‌های شما قضاوت کرده و تشخیص بیماری را انجام دهد. از این رو باید با او کاملا صادق باشید و توضیح دهید که تا آن لحظه از چه روشی برای مقابله با این غم استفاده کرده‌اید. اگر از قرص، دارو و یا الکل استفاده کرده‌اید، حتما باید به پزشک خود بگویید.

معمولا در افسردگی، فرد روز به روز حال بدتری پیدا می‌کند و حتی نسبت به زندگی نا‌امید می‌شود. اما در غم فرد یک موضوع دردناک که برایش به وجود آمده را به صورت روزمره با خود مرور می‌کند.

  • عصبانیت بی دلیل

عصبانیت بی دلیل

از نظر فیزیولوژی، احساس عصبانیت باعث ترشح آدرنالین در بدن می‌شود. آدرنالین می‌تواند در عضلات تنش ایجاد کرده و تنفس و ضربان قلب را افزایش دهد. اگر مدت زیادی است که از عصبانیت بی دلیل رنج می‌برید، قطعا باید به پزشک مراجعه کنید.

عصبانیت احساسی است که به صورت مستقیم از طریق ترشح آدرنالین روی سیستم بدن شما تاثیر می‌گذارد. از همین رو اگر تبدیل به یک درد و زخم مزمن شود، می‌تواند آسیب جدی به سلامت بدن شما وارد کند.

گاهی افزایش ضربان قلب به حدی تکرار می‌شود که فرد را دچار بیماری تپش زیاد قلب می‌کند. این‌ها تنها ساده‌ترین عوارض عصبانیت هستند. همه ما از این موضوع مطلع هستیم که عصبانیت نابه‌جا چه عواقبی را می‌تواند برای فرد داشته باشد. پس باید مراقب عصبانیت‌های بی دلیل‌مان باشیم و اگر به دفعات تکرار می‌شوند، باید به پزشک مراجعه کنیم.

  • اضطراب

شاید برای شما نیز پیش آمده باشد که به دلیل شرایط مختلف، به صورت دائمی دچار اضطراب و ترس باشید. دقیقا همانند حس عصبانیت، اضطراب نیز باعث ترشح ماده آدرنالین در بدن می‌شود. همانطور که اشاره کردیم، آدرنالین باعث ایجاد تنش در عضلات و افزایش ضربان قلب و تعداد تنفس می‌شود.

گاهی این اضطراب به دلیل سندروم اضطراب است. گاهی نیز به دلیل عوامل خارجی این اضطراب در بدن فرد به وجود آمده. از این رو باید به سرعت به پزشک مراجعه کرد تا درمان مناسب با نوع اضطراب را شروع کند. گاهی مصرف بعضی از دارو‌ها و یا الکل می‌توانند عاملی بر اضطراب بیش از حد فرد شوند و تنها ترک آنها می‌تواند مثمر ثمر باشد.

اضطراب بیش از حد می‌توان یکی از عوامل اصلی ابتلا به بیماری‌های قلبی باشد. از این رو اگر اضطراب باعث ایجاد زخم‌ روحی گردد و تبدل به عادت روزانه شود، می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

  • حس خجالت و یا مقصر بودن

گاهی بعضی اوقات حتی برای خودمان هم پیش آمده که خودمان را مقصر همه اتفاقات بد بدانیم. این حس در بعضی افراد بیش از حد دیده می‌شود. گاهی افرادی که دچار معلولیت شدند و یا بیماری مزمنی دارند، به دلیل مشکلاتی که برای نزدیکان خود ایجاد کرده‌اند، دچار چنین حس خجالتی می‌شوند. آنها تصور می‌کنند که عامل سیاه‌بختی دیگران هستند و این حس باعث می‌شود تا در حفره شکمی احساس سنگینی کنند.

شاید در نظر اول زخم‌های روح و روان هیچ ارتباطی به سلامت بدنی نداشته باشند. اما باید بدانید که زخم‌های روحی و روانی نیز مثل زخم‌های آشکار فیزیکی بدن، نیاز به درمان دارند. اگر از درمان آنها غافل شوید، ممکن است برای همیشه همراه شما باشند و همواره از آنها رنج ببرید. در درمان آنها سستی نکنید و همواره تلاش کنید شاد باشید. شادی تنها انتقامی است که می‌توانید از زندگی بگیرید.

 

منابع:

https://www.verywellmind.com/physical-pain-and-emotional-pain-22421

https://www.psychologytoday.com/us/blog/fulfillment-any-age/201310/7-practical-strategies-overcome-emotional-pain

https://www.apa.org/helpcenter/pain-management

https://www.betterhelp.com/advice/grief/understanding-emotional-agony-and-how-it-changes-us/

    1 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *