۵ مرحله گام به گام عملی برای رویارویی با شکست عشقی | علائم و درمان شکست عشقی

عشق یک احساس زیباست که شما را به طرز شگفت‌آوری به بند می‌کشد. هر پسری به دنبال دختر رویایی‌اش می‌گردد و هر دختری نیز در انتظار شاهزاده‌ای با اسب سفید در رویای خود نشسته و عشق، تحقق شیرین این رویاست. عشق به یک نفر، گناه نیست. در نگاه اول اینطور توجیه می‌شود که درون ما بخشی از هرمون‌های معین شروع به فعالیت می‌کنند و ما را وارد فازی از زندگی می‌کنند که پیش از این تجربه‌اش را نداشته‌ایم. این موضوع بزرگترین محرک برای داشتن یک شریک عاطفی تمام عیار است که همه منظور ما از عشق به او برمی‌گردد. هرکسی معمولاً قبل از سن ۳۰ سالگی عشق ورزیدن را تجربه می‌کند. برای بعضی‌ها این تجربه با پیگیری عشق و مطرح کردن آن با معشوق همراه است. اما برای بعضی دیگر که عشقشان توسط خودشان یا شرایط محیطی سرکوب می‌شود، آغازی برای نفرت از مقوله عشق و افراد عاشق است و دچار شکست عشقی می‌شوند! در حقیقت این افراد همان کسانی هستند که فرزندانشان را به انجام ازدواج‌هایی حساب شده و بدون توجه به پدیده عشق تشویق می‌کنند. عشق اقیانوسی از احساس‌های فانتزی است. اما به هرحال اقیانوس ماهیت خودش را حفظ می‌کند. وقتی که ما خودمان را درون اقیانوس عشق می‌اندازیم، نمی‌دانیم که چقدر شانس وجود دارد که سالم به سرمنزل مقصود برسیم و این خاصیت عشق است. شاید ضرب المثل دل به دریا زدن، استعاره‌ای بسیار دقیق از رفتن به دریای عشق بدون ترسیدن از سرانجام آن باشد. حافظ می‌گوید:

« راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست * آنجا جز آن‌که جان بسپارند چاره نیست»

چه می‌شود کرد؟ شاید شما هم شنیده باشید قصه عاشقان دل سپرده‌ای که بازیچه معشوق‌هایی شده‌اند که به اندازه آنها عاشق نبودند و حاصل این عشق برای عاشق، چیزی جز درد فراق و خاطرات دست نیافتنی نباشد. چیزی که این روزها آن را شکست عشقی می‌نامیم. زیادند کسانی که در این دریای عجیب و غریب غرق شدند و حالا به فکر یک راه حلی هستند تا بتوانند با غلبه بر تبعات منفی چنین شکستی، به جریان طبیعی زندگی برگردند. شکست عشقی می‌تواند ناشی از ترک شریک عاطفی یا مرگ او در فرد عاشق اتفاق بیافتد.

شما تنها قربانی شکست عشقی نیستید

شکست عشقی و کنار آمدن با آن اصلاً مسئله ساده‌ای نیست. اما چیزی که باید بدانید، وجود خیل عظیمی از افراد در نزدیکی شماست که تا کنون چنین حادثه تلخی را تجربه کرده‌اند. کافی است از دوستان صمیمی یا اطرافیانتان بخواهید تا تجربه شکست عشقی خودشان را بازگو کنند، آن وقت می‌بینید که در این دنیا تنها نیستید. با دانستن این نکته احساس بهتری خواهید داشت.

شما تنها قربانی شکست عشقی نیستید

چطور بر شکست عشقی غلبه کنیم؟

ما نیاز به برنامه داریم. من یک استراتژی موثر برای مواجه با پیامد‌های منفی شکست عشقی در اختیار شما می‌گذارم. این استراتژی به طور عملی بارها امتحان شده است و به شخصه نتیجه آن را دیده‌ام. در روزهای نوجوانی عاشق دختری شدم و او مدت‌ها بعد به خاطر اینکه درآمد مالی بیشتری از من داشت، من را ترک کرد.

حالا من بعد از این شکست به دخترهایی فکر می‌کنم که به خاطر عشق و علاقه به دختری که ترکم کرد، فرصت تجربه یک رابطه بهتر کنار آنها را از دست داده‌ام. دخترانی که شاید روزی مشتاق ابراز علاقه از سمت من بودند ولی احتمالاً بی توجهی من، آنها را هم دچار شکست عشقی کرده باشد. اما اگر آن دختران زیبا می‌توانند بر شکست عشقی غلبه کنند، چرا من نتوانم؟ و اگر من توانستم این کار را کنم چرا شما نتوانید؟

اگر واقع بین باشیم، غلبه بر شکست عشقی و دوری از کسی که او را دوست داریم سخت است. حتی روانشناسان آن را به مثابه فوت یکی از عزیزان می دانند. با این حال مرگ هم چیزی نیست که نتوان با آن کنار آمد. حالا بیایید آغاز کنیم. در ادامه به مراحل گام به گامی اشاره می‌کنیم که شما برای بهتر شدن حالتان به آن نیاز دارید.

گام اول: اطمینان پیدا کنید که معشوق شما، واقعا شما را دوست ندارد

این مرحله یک گام اساسی برای شروع و البته مهم‌ترین گام است. لطفاً آن را نادیده نگیرید. شاید اخیراً از کسی که عاشق او هستید شنیده باشید: « از تو متنفرم!»، «الان وقت جدایی است»، «من از اول اشتباه کردم که عاشق تو شدم!»، «تمام این مدت فریبم دادی!»، «من بازیچه تو شده‌ام!»، « حالا همه چیز تمام شده است!» و … ولی صرف گفتن این جملات لزوماً به معنی پایان راه شما نیست.

در رشدتو بخوانید  آیا طلاق گرفتن راه مناسبی است؟ | طلاق، یک تصمیم سرنوشت‌ساز

در این مرحله با او تماس بگیرید و قرار ملاقات تعیین کنید. ببینید آیا واقعاً دوستش دارید؟ در ملاقات خونسردی خودتان را حفظ کنید و برخورد همیشگی را داشته باشید. واقعیت این است که مردم ۳۵ سال دنبال عشق می‌گردند ولی هیچ تلاشی برای عشق ورزیدن نمی‌کنند. شما خوش شانس بودید که توانستید این احساس فوق‌العاده را تجربه کنید. مثل یک مامور جاسوسی برخورد نکنید و بدانید که هیچ کس غیر از شما نمی‌تواند با جدایی، نقطه پایان بر این رابطه اشتباه بگذارد.

اطمینان پیدا کنید که معشوق شما، واقعا شما را دوست ندارد

گام دوم: شروعی دوباره یا پایانی دردناک

بعد از این جلسه دو حالت برای شما پیش خواهد آمد. شاید متوجه می‌شوید نگرانی شما بی دلیل بوده و نیازی به قطع رابطه نیست. در این صورت، تعداد زیادی مطب در اینترنت وجود دارد که به شما یاد می‌دهد چطور یک رابطه را بازیابی کنید و بتوانید تجربه موفق‌تری از عشق و عاشقی داشته باشید.

اما اگر قضیه جور دیگری بود و شما اطمینان پیدا کردید که الان موقع جدایی است، خودتان را برای این مهم آماده کنید. ادامه این مطلب را بخوانید و به یاد داشته باشید، یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان است!

برای شروع همه آن چیزی که شما را به رفیق قدیمی یا بهتر بگوییم رفیق سابقتان پیوند می‌دهد خراب کنید. تا دندان کرم خورده را از جا نکنید نمی‌توانید درد آن را بهبود دهید.

شکستن همه پل‌ها، یعنی همه آن چیزی که ارتباطی بین شما و عشق سابقتان برقرار می‌کند را از بین ببرید. شبکه‌های اجتماعی، تلفن همراه، پیامک و ایمیل یا سایر وسایل ارتباطی را طوری تنظیم کنید که شماره یا نام او در لیست سیاه قرار بگیرد.

همه هدیه‌ها و یادگاری‌هایی که از عشق قدیمی‌تان گرفته‌اید را دور بریزید یا آنها را به کسی بدهید. خلاصه، هدف این است که چیزی شما را یاد رابطه سابقتان نیندازد. در گام بعدی، برخی تکنیک‌های روانشناسی را بیان می‌کنیم که لازم است حتماً قبل از آن لینک‌هایی که شما را به خاطرات شیرین گذشته وصل می‌کند، از بین رفته باشد.

شروعی دوباره یا پایانی دردناک

گام سوم: یک هفته بعد از پایان گام دوم، این تکلیف روان شناختی را انجام دهید.

در این مرحله به پرسش‌های روان شناختی زیر پاسخ دهید.

۱- مزیت‌های جدایی از معشوق سابق‌تان را فهرست کنید. برای مثال، شما فرصت دارید تا به فعالیت‌های آرامش بخش بپردازید، می‌توانید بیشتر برای کار یا امتحان‌تان وقت بگذارید و….

۲- دلایلی که موجب شد شخصی که از او جدا شده‌اید، نیمه گمشده ایده‌آل شما نباشد را مشخص کرده و یادداشت کنید.

۳- همه نظرات منفی فرد مورد نظر روی خلق و خو و رفتارتان را فهرست کنید.

۴- همه شرایطی که مطلوب شما نبوده ولی به خاطر عشق قدیمی‌تان حاضر به پذیرفتن آنها شدید را فهرست کنید.

۵- همه موقعیت هایی که شخص مورد نظرتان شما را خجالت زده کرده، به خاطر آورده و یادداشت کنید.

۶- نام همه افرادی را که در نظر معشوق سابق شما، نسبت به شما در اولویت قرار داشتند را یادداشت کنید.

۷- همه شرایط و موقعیت‌هایی که عشق سابق شما، نیاز‌ها و احساسات‌تان را نادیده گرفته، یادداشت کنید.

گام چهارم: نفرت درمانی برای درمان شکست عشقی

دو هفته بعد از انجام تمرین قبلی و بعد از اینکه شما آگاه شدید که می‌توانید علیرغم جدایی از عشق سابقتان زندگی خوب و رضایت بخشی داشته باشید، نوبت آغاز این تمرین است. این تمرین یکی از روش هایی است که در روانشناسی به عنوان نفرت درمانی شناخته می شود.

۱- تصور کنید شبکه‌ای از خط‌های افقی و عمودی در مقابل شما قرار دارد.

در رشدتو بخوانید  نشانه‌ها و علائم عاشق شدن | چگونه متوجه شویم که واقعا عاشق شده ایم؟

۲- چشمانتان را ببندید و بدترین غذایی را که تا کنون خورده‌اید را در نظرتان مجسم کنید.

۳- در ذهنتان از موقعیت غذای فرضی در شبکه فرضی آگاه شوید.

۴- بار دیگر طعم، مزه و بوی آن غذا به همراه شکل و رنگ آن را در ذهنتان تجربه کنید. انگار بار دیگر آن غذا را امتحان می‌کنید.

۵- حالا اوج احساسات منفی شما نقطه قرار گرفتن آن غذا روی شبکه است.

۶- در این مرحله ذهن و تنتان را آرام و چشمانتان را باز کنید.

۷- چشمان‌تان را ببندید و عشق سابق‌تان را به یاد بیاورید. از موقعیت او روی شبکه فرضی آگاه شوید.

۸- گزاره‌هایی که در تمرین مرحله اول یادداشت کرده‌اید، به یاد بیاورید.

۹- در ذهنتان به آرامی جایگاه معشوق سابق‌تان را به موقعیتی که آن غذای بد وجود داشت، تغییر دهید. تصور کنید آن غذای بد و عشق سابق‌تان کاملاً با هم ممزوج و آمیخته شده‌اند و ماهیت آنها یکی است.

توجه: گام چهارم را هر روز ۲۰ دقیقه و برای ۴ هفته تکرار کنید تا جایی که از یادآوری معشوق سابق‌تان متنفر باشید.

گام پنجم: بازی راست – دروغ

۱- زمان اولین باری که معشوق سابقتان را ملاقات کردید را یادداشت کنید.

۲- همه زمان‌هایی که قبل از جدایی با او گذراندید را فهرست کنید.

۳- ریلکس کنید. نفس عمیق بکشید. روی تنفس خودتان تمرکز کنید و از آن لذت ببرید.

۴- وقتی به اوج آرامش رسیدید، قصه عشق‌تان با معشوق اشتباهی را به طور معکوس آغاز کنید. در این سیر جدید، مسیر تازه ای برای خاطرات در مغزتان ایجاد کنید به طوری که انگار به جای اتفاقات واقعی، آنها روی داده‌اند.

برای مثال، شما یک معاشرت زیبا داشته‌اید و همراه او یک قهوه میل کرده‌اید. در سیر جدید خاطرات، طوری ذهنتان را برنامه ریزی کنید که انگار آن قهوه را همراه با والدین‌تان نوش جان کره‌اید. افرادی بسیار مهربان‌تر و دوست‌داشتنی‌تر را جایگزین فردی کنید که حالا از او متنفر شده‌اید.

۵- به آرامی به اولین باری که با عشق سابق‌تان روبرو شدید برگردید و یک تصمیم تازه بگیرید ولی این بار بدون کسی که حضورش شما را به سختی رنجانده است.

نکته: تمرین‌های فکری و ذهنی بر خلاف ظاهر ساده آنها، نیاز به ممارست و تمرین زیاد دارند تا نتیجه بخش باشند. کسی می‌تواند فکر و ذهن خود را از احساسات منفی تخلیه کند که از قبل روی خود کار کرده باشد و بتواند نفس خودش را تا حدی مدیریت کند. روحی پر از امیال متضاد که احساس شما را به هر سمت و سویی می‌برد، نمی‌تواند به شما در این تمرین‌ها کمک کند. پس حتماً روی خودتان کار کنید و نقطه ضعف‌های ذهنی و روحی خودتان را با کار و ممارست بهبود دهید.

فردا برای عاشقی روز بهتری است

به جست و جوی عشق ادامه دهید. جست و جو برای معشوق حقیقی، نه تنها بخشی از زندگی است بلکه لازم است. مطمئن باشید که شادی عشق را کشف خواهید کرد. شاید شخص دیگری که با او وارد رابطه می‌شوید، همان کسی باشد که در رویای خود به دنبال او بودید. ولی یادتان باشد که گام به گام و آرام‌تر وارد شناخت فرد جدیدتر شوید.

نکته‌ای که لازم است در آخر به آن اشاره کنم، لزوم خودآگاهی خود شماست. قبل از جدایی، باید مطمئن شوید که مشکل اصلی از جانب شما در رابطه ایجاد نشده است. هرچند حق شماست معشوقی در خور داشته باشید و از او عشق و محبت دریافت کنید، این را به یاد داشته باشید که ایده آل وجود ندارد. اگر عاشق هستید باید بیشتر از همه چیز فداکاری و گذشت را سرلوحه خود قرار دهید. بر خلاف تصور، لذت عشق نه در کامیابی‌های فیزیکی و پاسخ به غرایز، بلکه در ایثار و فداکاری برای معشوق است. تنها در این مسیر است که می‌توانید اکسیر رشدی که در تجربه عشق وجود دارد را به دست بیاورید و انسان بهتری شوید.

 

منابع:

http://www.hireholiclinic.com/uncategorized/love-failure-or-death-of-loved-one/

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *