فلسفه درد و رنج چیست؟ | چرا ما دچار درد و رنج می‌شویم؟

نظرتان در مورد درد چیست؟ آیا شما درد را دوست دارید؟ چه کسی را می‌شناسید که از درد و زجر کشیدن لذت ببرد؟ آیا رنج و غم برای ما خوب است؟ شما چه نظری در این مورد دارید؟ واقعا فلسه درد و رنج چیست؟ آیا انسان برای این خلق شده که زجر کشیده و این همه درد، غم و رنج را تحمل کند؟

خب، قطعا درد و رنج جزئی از خلقت انسان به حساب می‌آید. انسان به ناچار باید این همه درد و رنج را تحمل کند. شاید هیچ کس در این دنیا نباشد که حداقل به اندازه خود طعم درد را نچشیده باشد و از غم و اندوه زجر نکشد. از این رو در اینجا می‌خواهیم فلسه درد و رنج را با یکدگیر مرور کنیم.

suffering

درد چیست؟

واقعا درد چیست؟ آیا تعریف خاصی برای درد وجود دارد یا تنها یک حس ناخوش‌آیند است؟ خب درد از نظر علمی یک تعریف دقیق دارد. درد به نوعی واکنش غیر‌ارادی به حساب می‌آید. بدن از درد برای هشدار به شما استفاده می‌کند. هشدار به ایجاد مشکل در عملکرد قسمت خاصی از بدن است. حال می‌خواهد این هشدار برای عملکرد نامناسب روحیه و شرایط ذهنی باشد و چه برای شرایط بد فیزیکی بدن این هشدار به وجود آمده باشد.

همانطور که اگر دستتان دچار آسیب دیدگی شود، بدنتان زجر می‌کشد و دچار درد می‌شوید، به همان اندازه یک ضربه روحی نیز می‌تواند باعث درد و رنج شما شود. درد‌های مختلفی در طی زندگی همراه ما می‌شوند. درد‌هایی که هیچگاه ما را تنها نمی‌گذارند و درد‌هایی که گذرا هستند. شاید در حقیقت فلسفه درد و رنج در گذرا بودن آنهاست. شاید به قولی تنها مثل نمک زندگی باشند و حضور بیش از اندازه آنها زندگی را بر کام ما تلخ می‌کنند.

این مساله کاملا حقیقت دارد، اما همانطور که اشاره کردیم، درد کاملا یک پدیده غیر ارادی است. شما نمی‌توانید بدون استفاده از مسکن‌های خارجی، جلوی درد را بگیرید. اما سوالی که اینجا به وجود می‌آید این است که آیا درد خوب هست؟

چه کسی درد را دوست دارد؟

خب شاید در ابتدا این سوال کاملا دور از ذهن به حساب بیاید و اصلا منطقی نباشد. خب، قطعا هیچ‌کس تمایل به زجر کشیدن ندارد! اما چرا بعضی اوقات افراد خودشان را در معرض درد قرار می‌دهند؟ چرا بعضی‌ها از رنج کشیدن لذت می‌برند؟ آیا اصلا با چنین افرادی رو به رو شده‌اید؟

خب، از نظر پزشکی گونه از افراد هستند که دچار بیماری مازوخیسم‌اند. این دسته افراد از درد کشیده لذت می‌برند و خود آزاری انجام می‌دهند. این یک بیماری محسوب می‌شود و دلایل مختلفی پشت آن وجود دارند. چه می‌شود که یک انسان میل به زجر کشیدن پیدا می‌کند؟

وقتی کار به اینجا می‌رسد، کاملا فلسه درد و رنج زیر سوال می‌رود. همانطور که ذکر کردیم، درد، سیستم هشدار‌دهی بدن است. پس چرا کسی باید از این هشدار ناخوشآیند لذت ببرد؟ آیا مازوخیسم تنها از نظر فیزیکی نمود پیدا می‌کند؟ جواب سوال خیر است. گاهی افراد از نظر روحی نیز خودشان را زجر می‌دهند. گاهی بدون اینکه بدانند از این درد و رنج لذت می‌برند. در این مواقع ذهن انسان از درد و رنج برای خود یک دیواری می‌سازد و خودشان را بین همان دیوار‌ها زندانی می‌کند.

در رشدتو بخوانید  تنبلی و بی‌حوصلگی│آیا می‌دانید کدام عادت‌های غلط موجب تنبلی خواهند شد؟

این در مواقعی به موجود می‌آید که فرد از ارتباط با دیگران خسته شده باشد. زمانی که نخواهیم کسی را ببینیم و یا در مورد مساله دردناکی با کسی صحبت کنیم. این مساله برای افرادی که دچار یک حادثه سخت شده‌اند، بسیار به وجود می‌آید. گاهی افراد با درد و رنج سعی می‌کنند خاطری یک حادثه تلخ را در ذهن خود زنده نگه‌ دارند.

استفاده از درد و رنج

شاید از زمان خلقت انسان بتوان به این موضوع اشاره کرد که همواره از درد استفاده ابزاری می‌شده. انسان‌ها کاری می‌کردند که هم‌ نوع‌های خودشان دچار درد شوند تا از آنها انتقام بگیرند. درد همواره یک ابزار اعمال قدرت به حساب می‌آمده و هنوز هم به همین شکل است. انسان‌ها برای رسیدن به اهداف شوم خوشان از ابزار درد استفاده می‌کردند و هنوز هم می‌کنند.

فلسفه وجودی شکنجه نیز از درد نشات می‌گیرد. درد حس نا‌خوشآیندی بوده و هیچ کس تمایلی به تجربه آن ندارد. به همین دلیل بوده که مسکن‌ها کشف شدندو تا درد انسان‌ها را کاهش دهند. اما واقعا چرا درد وجود دارد؟

خب ما از نظر فیزیولوژیکی بررسی کردیم که درد یک سیستم هشداری به حساب می‌آید و برای زجر کشیدن خلق نشده است. ما اگر حس سوزش در اثر گرما را نداشته باشیم، دیگر متوجه سوختن گوشت بدنمان نمی‌شویم و ممکن است جان خود را از دست دهیم. افرادی که دچار بی‌حسی هستند و درد را به صورت مادرزادی حس نمی‌کنند، در معرض خطر بزرگی هستند. درد نوعی نشانگر مشکل است. پزشکان با درد می‌توانند بیماری را تشخیص دهند. اما آیا از نظر روحانی و ذهنی نیز درد فایده‌ای دارد؟ آیا فلسفه‌ای برای درد روحی هم وجود دارد؟

از نظر روحی و روانی، درد و رنج بیشتر مثل دیواری می‌مانند که فرد دور خود می‌کشد تا در انزوا به زندگی خود ادامه دهد. این دیوار گاهی به صورت موقت بوده تا زخم‌های وی الیتام یابد. گاهی فرد تا مدتی زیادی خود را بین این دیوار‌ها حبس می‌کند تا خاطره‌ای را فراموش کند و یا خاطره‌ای عزیز را از یاد نبرد. فلسه درد خیلی پیچیده‌تر از این است و گاهی روان‌شناسان نیز نمی‌توانند تحلیل دقیقی از آن داشته باشند. اما به صورت کلی درد روحی نیز حسی ناخوشآیند است که بعضا افراد برای فرار از واقعیت به آن پناه می‌برند.

دلیل وجود درد

دلایل اهمیت درد

یکی از فلسفه‌های وجودی درد ممکن است مربوط به دلایل مذهبی باشد. در اکثر ادیان مردم از بیم درد و زجری که قرار است به خاطر گناهان خود در آخرت بکشند، دست از گناه بر می‌دارند. یعنی به شکلی دیگر، درد نوعی اهرم فشار است که افراد را می‌تواند کنترل نماید. بسیاری از افراد به دلیل ترس از درد اخروی است که دست به گناه نمی‌زنند.

از طرف دیگر در مورد فلسفه درد، بعضی از اندیشمندان چنین بیان می‌کنند که خدای متعال چرا به بندگان عزیزش درد عطا کرده؟ مگر این نیست که خداوند بندگان خود را بسیار دوست دارد؟ پس چرا درد را آفریده؟ آیا تنها برای عذاب و زجر کشیدن انسان درد آفریده شده؟

در رشدتو بخوانید  نشانه‌ها و علائم افسردگی چیست؟ | فرد افسرده چگونه فکر می کند؟

خب برای پاسخ به این سوال باید به چند پدیده ساده طبیعی بیاندیشیم. آیا بدون حضور شب و سیاهی، روز و روشنایی ارزشی داشت؟ آیا بدون وجود تاریکی شب، درخشش و زیبایی ستارگان را نظاره‌گر بودیم؟ آیا بدون وجود بدی، خوبی معنا داشت؟ در تمامی پدیده‌های طبیعی، ناظر این مساله هستیم. هرچیزی در وجود تضادش معنا پیدا‌ می‌کند.

شاید اگر همواره در آسایش باشیم، قدر نعمت و شادی را نخواهیم دانست. از این رو گاهی اندیشمندان در زمینه توصیف فلسفه درد چنین بیان می‌کنند که، درد و رنج بدین منظور خلق شده تا انسان قدرت آرامش و سلامتی خود را بداند. اگر انسان همواه سلامت باشد، هیچگاه قدرت سلامتی خود را نمی‌داند.

دقیقا مصداق بارز این مساله است: ماهی تا زمانی که در آب است قدر آن را نمی‌داند. این مساله حکایت بسیاری از ما انسان‌هاست. اگر امروز شاد هستیم و لبخند می‌زنیم، تنها غم و قصه است که می‌‌تواند به ما اهمیت شادی را یادآوری کند. اگر غم در زندگی ما انسان‌ها نباشد، همواره تصور می‌کنیم که زندگی بر روی همین پاشنه می‌گردد و انتظاری غیر از آن از زندگی نخواهیم داشت.

شاید برای کسانی که دور از دریا زندگی می‌کنند، شنیدن صدای دریا بسیار دلنشین و زیبا باشد. شاید بخواهند تا از شامگاه تا سحرگاه در کنار ساحل بیدار بمانند و تنها به صدای زیبای امواج گوش دهند. برای آنها جای تعجب وجود دارد کسانی که در همین نزدیکی زندگی می‌کنند چرا اینقدر به دریا علاقه نشان نمی‌دهند. آنها از این موضوع بی‌خبرند که افراد آن نزدیکی دیگر حتی صدای امواج را نمی‌شنوند. این قصه تلخ و غم انگیز عادت است. بدون درد و غم، ما به شادی و تن‌درستی عادت می‌کنیم و دیگر قدر آن را نخواهیم دانست.

شاید برای شما هم پیش بیاید که بعد از ابتلا به یک درد شدید، با خود پیمان ببندید که پس از برطرف شدن آن، دیگر قدر سلامت خود را بیش از پیش بدانید. شاید اکثر انسان‌ها تا چیزی را از دست ندهند قدر آن را ندانند. شاید زمانی متوجه نبود چیزی شویم که خیلی دیر است.

بسیاری از ما نیز شاید با این تفکر موافق باشیم. تقریبا هیچ فرد سالمی در دنیا وجود ندارد که از درد و رنج لذت ببرد. اگر فردی از حس غم و یا درد و رنج لذت می‌برد، قطعا نشانه عدم کارکرد مناسب ذهن و یا تن اوست. به هر صورت چه بخواهیم و چه نخواهیم، درد نیز مثل تمامی نعمات دیگر خداوند، یک موهبت الهی است. موهبتی که بدون آن زندگی کردن شاید محال بود. عقل انسانی هنوز شاید در درک چنین مسالی نا‌توان باشد. به هر حال همه ما باید قدر لحظات شادی و سلامت خود را بدانیم و این را در یاد خود نگه داریم که پایان شبه سیه سپید است.

منابع:

https://www.theguardian.com/commentisfree/2017/nov/29/why-do-good-people-suffer-google-answer

http://www.kc-cofc.org/39th/IBS/Tracts/human.htm

https://www.researchgate.net/post/Is_suffering_a_necessary_part_of_the_human_condition

https://www.psychologytoday.com/us/blog/anger-in-the-age-entitlement/201706/pain-suffering-basic-humanity

https://speakingofresearch.com/2018/01/11/the-difference-between-pain-and-suffering/

https://www.painnewsnetwork.org/stories/2017/10/23/why-human-suffering-should-bother-you

    1 نظر

  1. همان طوری که فرموده اید .درد رنج وجود خواهد .داشت .وخوشی لذت برای درد کشیدن افریدن . چون نمیتوانستیم که فقط درد رنج داشته باشیم .همان طوری که گفته اند علت ومعلول . در این کره خاکی دوگانگی های بسیاری نیز هست .
    اگر به انها توجه کنیید .به این نتیجه خواهید رسید .که غم شادی جهان در گذر است .حافظ
    یک دلیل بر دانشتن علم است .
    واین خراباط برای طریقت است .
    همان طوری که کره زمین ؟ در رنج عذاب است از مذاب اتشفشان .
    بشر هم که {احسان} خلق الله ست .بدون درد رنج نیست .بدون درد رنج گنج میسر نشود حافظ .میم۱پ۲

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *