تسلط بر ضمیر ناخودآگاه

تاثیر ضمیر ناخودآگاه بر زندگی شما و نحوه‌ی تسلط بر قوانین ضمیر ناخودآگاه

احتمالا در مورد ضمیر ناخودآگاه و نیروی پنهان آن شنیده باشید. شاید با قوانین ضمیر ناخودآگاه تا حدی آشنایی داشته باشید. اما این نیروی پنهان غریزی واقعا چیست؟ این ماهیت خشک و انتزاعی، این انرژی یا حتی روح پنهان زندگی هر انسان چیست؟ آیا علت واقعی هر احساس و درد و لذتی که در زندگی داریم همین ضمیر ناخودآگاه است؟ آیا هر تصمیمی که می‌گیریم تحت تاثیر ضمیر ناخودآگاه است؟

ما در ادامه به این سوالات در مورد ضمیر ناخودآگاه پاسخ خواهیم داد و برخی تاثیرات پنهان اما اساسی ناخودآگاه را بر زندگی انسان بررسی می‌کنیم. در مورد قوانین ضمیر ناخودآگاه بیشتر توضیح خواهیم داد و اهمیت تسلط بر ضمیر ناخودآگاه را دقیق‌تر بررسی می‌کنیم. آیا افراد موفق تسلط بیشتری بر ضمیر ناخودآگاه‌شان دارند؟ خواهیم دید.

ضمیر ناخودآگاه چیست؟

ایده‌ی اولیه ضمیر ناخودآگاه توسط زیگموند فروید ارائه نشده است. در نقاشی‌هایی که شاید قرن‌ها پیش کشیده شده‌اند یا متون ادبی مربوط به قرون وسطی هم چنین دیدگاه‌هایی در مورد انسان وجود دارد. اما فروید اولین کسی بود که این ایده را توسعه داد و سعی در اثبات این نظریه داشت. فروید می‌گوید:

ضمیر ناخودآگاه شامل تمامی علائم و محرک‌های درونی است که اعمال، رفتار، احساسات، کلام و تمام منابع زندگی ما به آن وابسته است. تمام آرزوها، امیال جنسی، میل به قدرت، صفات خوب و بد انسان از ضمیر ناخودآگاه نشات می‌گیرند.

اما پی بردن به ضمیر ناخودآگاه سخت است. حتی فروید پی بردن به ضمیر ناخودآگاه را ترسناک می‌داند چون انسان در آنجا با نقاط تاریک زندگی‌اش روبرو می‌شود. نقاط تاریکی که در هم تنیده شده‌اند و از کودکی تاکنون در زندگی فرد تاثیر می‌گذارند. نقاط تاریکی که ترس‌ها، غم‌ها، ناراحتی‌ها، خشونت و فانتزی‌های مخرب بشر در آنجا لانه کرده‌اند، اما نقاط روشنی هم دارد. جایی که آرزوها، عشق، احساسات زیبا و فانتزی‌ها و رویاها در آنجا حضور دارند.

در مقابل ضمیر ناخودآگاه، ضمیر خودآگاه قرار دارد. هر آنچه که ما در زندگی از آن آگاه هستیم. اعمالی که انجام می‌دهیم، چیزهایی که می‌بینیم، دردهایی که به وضوح احساس می‌کنیم و هر عملی که از انجام آن آگاه هستیم به ضمیر خودآگاه برمی‌گردد. اما جالب است که بدانید ریشه‌ی تمام اعمال و تفکرات خودآگاه ما هم در ضمیر ناخودآگاه قرار دارد. در حقیقت خودآگاه انسان مطابق قوانین ضمیر ناخودآگاه عمل می‌کند.

یک مثال: وقتی شما یک غذای خوشمزه با ظاهر و بویی فوق‌العاده می‌بینید مطمئنا دوست دارید که این غذای خوشمزه را بخورید. این تمایل و این بویی که شما را به سمت غذا می‌کشاند کاملا در خودآگاه شما اتفاق می‌افتد و شما می‌دانید که این بو و ظاهر غذا شما را جذب کرده است. اما می‌دانید چرا این بو و این ظاهر غذا را دوست دارید؟ آیا هر غذای دیگری بود همین حس را داشتید؟ شاید علاقه به این بو و مزه‌ی غذا به دوران کودکی شما برگردد. شاید ظاهر این غذا شما را به یاد صحنه‌ای از خاطرات‌تان می‌اندازد. این تمایلات پنهان جزو ضمیر ناخودآگاه هستند. درک آن‌ها سخت است. اما تسلط بر ضمیر ناخودآگاه تا حد نسبتا خوبی امکان‌پذیر است.

می‌خواهیم در ادامه قوانین ضمیر ناخودآگاه در زندگی را بررسی کنیم و نحوه‌ی کنترل و تسط بر ضمیر ناخودآگاه را به شما بگوییم.

ضمیر ناخودآگاه منبع پنهان حافظه‌ی شماست.

منطقه امن ذهنی

شما یک مموری کارت یک میلیون میلیون میلیون ترابایتی و شاید خیلی بیشتر در درون خودتان دارید. حجم داده‌هایی که ضمیر ناخودآگاه در خود نگه می‌دارد نامحدود است. هر چیزی که در زندگی شما اتفاق می‌افتد، هر چیزی که می‌بینید، هر لحظه از زندگی‌تان در ضمیر ناخودآگاه ثبت می‌شود.

در رشدتو بخوانید  ارتباط موثر با دیگران و تصویر ذهنی از خودمان چگونه بر زندگی ما اثر می‌گذارد؟

احتمالا در مورد هیپنوتیزم شنیده باشید. فروید جزو اولین کسانی بود که به شیوه‌ی هیپنوتیزم بیماران روحی و روانی را مداوا می‌کرد. احتمالا می‌دانید که در هیپنوتیزم شما بیشتر به خاطرات دوران کودکی خود برمی‌گردید که آن‌ها را فراموش کرده‌اید. خاطراتی که مستقیما در زندگی فعلی شما تاثیر دارند. دیده شده که افراد خاطرات ۵۰ سال پیش‌شان را هم به وضوح و شفاف دیده‌اند. پس چیزی از ناخودآگاه شما پاک نمی‌شود. حتی اگر فایل مربوط به آن پاک شود اثرات آن باقی می‌مانند. روانکاوی علمی است که با این اثرات کار می‌کند و سعی می‌کند ریشه‌های این اثرات را از دل ناخودآگاه بیرون بکشد.

پس هر چیزی که در ناخودآگاه شما ذخیره می‌شود روی زندگی شما تاثیر می‌گذارد. در حقیقت می‌توان گفت ضمیر ناخودآگاه کدهایی هستند که برنامه‌ی زندگی شما با آن‌ها نوشته شده است. برخی مواقع خودتان این کدها را اضافه یا کم می‌کنید و برخی مواقع، محیط پیرامون شما و اتفاقات زندگی‌تان این کدها را می‌نویسند. البته کدهایی که تا قبل از ۷ سالگی شما توسط پدر، مادر، خانواده و جامعه و محیط زندگی‌تان در ذهن شما ثبت شده‌اند ماندگار هستند و دستکاری کردن آن‌ها کمی سخت است.

ناخودآگاه از ضمیر خودآگاه تاثیر می‌پذیرد.

همیشه به این شکل نیست که خودآگاه ما تحت تاثیر ناخودآگاه باشد. گاهی اوقات این ناخودآگاه است که تحت تاثیر خودآگاه ماست. در حقیقت تصمیمی که شما در یک لحظه‌ی خاص می‌گیرید. کاری که انجام می‌دهید و فعالیتی که دارید ردپایی روی ناخودآگاه شما می‌گذارد. دقیقا مثل وقتی که یک کتاب می‌خوانید، یا یک موزیک گوش می‌دهید یا اینکه به حرف‌های تراپیست‌تان گوش می‌دهید. هر پدیده‌ای که در خودآگاه شما به صورت آگاهانه انجام می‌شود مستقیما و یا غیرمستقیم در ناخودآگاه شما اثر دارد. این اثر ممکن است بسیار بد باشد. مانند وقتی که با یک مشکلی مواجه می‌شوید یا اینکه تحت تاثیر داروها هستید و ممکن است بسیار خوب باشد مانند وقتی که یک کتاب می‌خوانید. یک فیلم خوب می‌بینید و ….

پس اینجا ایده‌ی تسلط بر ضمیر ناخودآگاه هم به میان می‌آید. الگوهای رفتاری می‌توانند بخشی از ناخودآگاه شما شوند. مثالی که می‌توان در اینجا زد رانندگی است. رانندگی یک مهارت است. مهارتی که در خودآگاه شما شکل می‌گیرد و بعدها که تسلط کافی پیدا کردید این کار به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود. البته همچنان خودآگاه شما درگیر است اما بخش عمده‌ای از کار رانندگی در ناخودآگاه انجام می‌شود. در مواجهه با مشکلات روحی و روانی هم کسب مهارت‌ها، دسته و پنجه کردن با مشکلات، تلاش برای حل مشکلات و رهایی از دغدغه‌ها می‌تواند تبدیل به یک الگوی رفتاری شود. الگویی که مستقیما روی کارکرد درست ناخودآگاه شما اثر می‌گذارد و می‌توان آن را به نحوی تسلط بر ضمیر ناخودآگاه تلقی کرد.

قوانین ضمیر ناخودآگاه برای حفظ تعادل روان و جسم

قوانین ضمیر ناخودآگاه

ناخودآگاه تنها تاثیرات روانی شما را کنترل نمی‌کند. دمای بدن، نفس کشیدن مداوم، خستگی، کسالت‌های پنهان جسمی و تمام این موارد می‌توانند در محدوده‌ی کنترل ضمیر ناخودآگاه باشند. و مهم‌ترین سیستم از بدن شما که مستقیما با ناخودآگاه در ارتباط است سیستم عصبی است. سیستمی که می‌تواند تنش‌های جسمی و روحی زیادی را برای بدن داشته باشد.

در رشدتو بخوانید  ضمیر ناخودآگاه چیست ؟ چه قدرت هایی دارد و چگونه آن را کنترل کنیم؟

تعادل روحی هم یکی دیگر از مواردی است که توسط ناخودآگاه انجام می‌شود. اینکه شما چگونه با احساسات‌تان مواجه شوید، چگونه روابط اجتماعی داشته باشید. درک و دریافت شما از محیط به چه شکلی باشد. در حین بروز مشکلات در زندگی روزمره چه واکنشی داشته باشید و چگونه در مواقعی هیجانی روی خود کنترل داشته باشید. تمام این‌ها به صورت مستقیم با ناخودآگاه در ارتباط هستند. با تسلط بر ضمیر ناخودآگاه می‌توانید این کنش‌ها و واکنش‌ها را کنترل کنید و راحت‌تر کنترل زندگی و فعالیت‌های‌تان را به دست بگیرید.

محیط امن یا همان Comfort Zone شما، در ناخودآگاه‌تان قرار دارد.

منطقه امن ذهنی یا محیط امن روانی موقعیت یا حالتی رفتاری است که شما در حالت خنثی قرار دارید. هر کس دایره‌ای برای خودش دارد که سعی می‌کند فعالیت‌ها و تصمیماتش را در این منطقه انجام دهد. به طور مثال وقتی شغل شما برای مدت‌ها مهندسی بوده است عملا سعی می‌کنید این شغل را ادامه دهید. چون در آن احساس امنیت دارید. شاید یک موقعیت کاری خیلی بهتر در شغلی دیگر به شما پیشنهاد شود اما همچنان نسبت به آن مقاومت می‌کنید. چرا که دوست دارید در منطقه‌ی امن‌تان باشید. وقتی تنها هستید و نمی‌خواهید به کسی ابزار علاقه کنید دلیل آن منطقه‌ی امنی است که برای خودتان چیده‌اید.

این منطقه‌ی امن بیشتر به شکل ترس سراغ آدم می‌آید. می‌ترسید به دختر موردعلاقه‌تان ابزار علاقه کنید. یا اینکه خجالت می‌کشید یا اینکه مضطرب می‌شوید. اینها به این خاطر است که ناخودآگاه شما این منطقه را برای شما ساخته است و شکستن مرزهای این منطقه یعنی مقابله با ناخودآگاه‌تان. این‌ها دقیقا همان قوانین ضمیر ناخودآگاه هستند. قوانینی که روی زندگی شما حکومت دارند.

تسلط بر ضمیر ناخودآگاه از این جهت مهم است که شما می‌توانید مرزهای منطقه‌ی امن ذهنی‌تان را بشکنید و ترس‌های‌تان را شکست دهید. می‌توانید بر مشکلات روحی نظیر اضطراب، استرس و … فائق شوید. تسلط بر ناخودآگاه به معنای درک ناشناخته‌هاست. ضمیر ناخودآگاه همیشه سعی دارد با چیزهایی در ارتباط باشد که شناخته شده هستند. چیزهای ناشناخته مانند وارد کردن یک شوک به ناخودآگاه هستند.

برای همین است که می‌گوییم افراد موفق توانسته‌اند روی ناخودآگاه خود تسلط داشته باشند. این تسلط به آن‌ها این توانایی را داده است که از چیزی نترسند و همیشه چیزهای تازه‌تری را تجربه کنند. البته آن‌ها هم منطقه‌ی امن خودشان را دارند. مثلا بیل گیتس هیچوقت نصف شب و تنهایی به جنگل نمی‌رود. این یک منطقه‌ی امن منطقی است. اما منطقه‌ی امنی که شما بدون هیچ دلیل منطقی و صرفا بر مبنای برخی احساسات ناشناخته برای خودتان ساخته‌اید عملا جلوی پیشرفت شما را می‌گیرند.

جمع بندی

ضمیر ناخودآگاه حکمران بی‌چون و چرای قلمرو ذهن، روان و حتی جسم است. قوانینی دارد که برخی افراد تا آخر عمرشان هم نمی‌توانند از این قوانین تخطی کنند. ریشه‌ی بسیاری از امیال، خواسته‌ها، آرزوها، ترس‌ها، غم‌ها و احساسات‌مان در داخل ناخودآگاه قرار دارد. نمی‌توان به طور کلی بر روی ناخودآگاه تسلط پیدا کرد. اما می‌توان تا حدی به مرزهای آن وارد شد و برخی قوانین آن را شکست. شکستن این قوانین می‌تواند شما را با چیزهای تازه‌تری در زندگی آشنا کند و شخصیتی متفاوت و قدرتمندتر از شما بسازد. شخصیتی که دغدغه‌های روانی و مشکلات روحی کمتری دارد و بهتر زندگی می‌کند.

منابع:

https://www.scientificamerican.com

https://www.simplypsychology.org

https://www.briantracy.com/

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *