باور چیست و چگونه به وجود می‌آید؟

باور چیست و چگونه به وجود می‌آید؟ | چگونگی شکل گیری باور و اعتقاد در ذهن

در نقش‌های مختلف باورها، اعتقاد، ارزش و نگرش‌های ما به‌طور مداوم با همسالان، دوستان، خانواده یا معلمانمان در تعامل است. به نظر می‌رسد که ارزش­های اصلی و اعتقاد انسان‌ها به‌صورت غریزی به اشتراک گذاشته می‌شود. هماهنگ‌سازی ارزش­ها به این معناست که چه چیزی باعث موفقیت ما در یک رابطه شخصی، آموزشی و یا حرفه‌ای می‌شود. استدلال کنندگان یادگیری، اذعان دارند که برای دستیابی به شایستگی و برتری، نه‌تنها دانش و مهارت بلکه نگرش‌ها نیز به آموزش و ارزیابی نیاز دارند. ازآنجایی‌که باورها پایه‌های نگرش را تشکیل می‌دهند بنابراین برای رسیدن به برتری باید بتوانیم ارزش‌های هسته‌ای و سیستم‌های باور را شناسایی کنیم. ویلیام جیمز می‌گوید: “بزرگ‌ترین کشف نسل من این است که انسان‌ها می‌توانند با تغییر نگرش ذهن خود، زندگی خود را تغییر دهند.”

اینکه چه چیزی بدون توجه به شواهد تجربی به اثبات رسیده و چه چیزی در قبال شرایط واقعی وجود دارد، ذهنیتی است که فرد در مورد آن فکر می‌کند و به آن باور گویند. درواقع باور همانند نمایش ذهنی از یک نگرش مثبت است که احتمال دارد به سمت واقعیت حرکت کند. در اندیشه‌های یونان باستان دو مفهوم مرتبط با اعتقاد شناسی وجود دارد که یکی به اعتماد و اعتمادبه‌نفس اشاره دارد و دیگری به نظر و پذیرش. در معرفت‌شناسی، فیلسوفان از اصطلاح “اعتقاد” استفاده می‌کنند که به نگرش‌های شخصی مرتبط با ایده‌ها و مفاهیم درست یا غلط اشاره دارد. بااین‌حال اعتقاد و ایمان به درون‌گرایی فعال و نظم و انضباط نیازی ندارند. به‌عنوان‌مثال ما هرگز به این موضوع نمی‌اندیشیم که خورشید طلوع خواهد کرد یا خیر، بلکه همیشه فرض می‌کنیم خورشید هرروز خواهد درخشید.

تنها از طریق یادگیری دانش و مهارت‌های مناسب می‌توان عملکرد را بهبود بخشید. با داشتن ارزش و اعتقاد درست می‌توان انگیزه، قصد و تعامل با یک کار خاص را تحت تأثیر قرار داد. ممکن است که ما فقط همانند شخصی که دانش و مهارت‌های لازم برای انجام یک کار را دارد عمل کنیم اما تنها با نگرش مثبت نسبت به یک کار یا وظیفه، مشارکت و تصمیم برای تکمیل یک کار به وجود خواهد آمد. رابطه بین ارزش­های پنهان ما و سیستم‌های باور و ایمان بیرونی ما همانند یک کوه یخ شناور در آب است. نگرش‌هایی که رفتار ما را پایه‌گذاری می‌کنند و دیگری توانایی در بیان رفتار مورد انتظار،  دو عاملی هستند که به‌طور مستقیم بر رفتارها و ایمان ما تأثیر می‌گذارند. قدرت دانش برای سازمان‌دهی، انتخاب، یادگیری و قضاوت‌ها به‌اندازه‌ی ارزش‌ها و باورها است و احتمالاً بالاتر از اطلاعات و منطق است.

در این مقاله قصد داریم در مورد این موضوع صحبت کنیم که آیا بین باورها، اعتقاد، نگرش و رفتار ما رابطه‌ای وجود دارد یا خیر و اینکه چگونه با اتکا بر واقعیت­های حقیقی می­توان به باور و ایمان صحیح رسید. با ما همراه باشید.

  • تفاوت باور و ایمان
  • رابطه بین باور و ارزش با نگرش و رفتار
  • شکل­‌گیری اعتقاد از واقعیت

تفاوت باور و ایمان

رابطه بین باور و ارزش با نگرش و رفتار

باور و ایمان در معنا تقریباً با یکدیگر یکسان هستند. می‌توان ایمان را به‌عنوان اعتقاد عمیق به کسی یا چیزی، احساسات قوی به مذهب یا یک نظام از شیوه‌های مذهبی نسبت داد. ایمان را می‌توان به دین، مکتب و حتی یک فرد اعمال کرد. ایمان ممکن است شما را به انجام کاری غیرعادی تشویق کند حتی اگر هیچ مدرکی مبنی بر صحت و درستی آن وجود نداشته باشد. ایمان نوعی اعتماد و وفاداری به کسی یا چیزی است. به‌عنوان‌مثال “من به خدا ایمان دارم و زندگی‌ام بهتر خواهد شد” جمله‌ای است که به‌صورت باطنی در فرد شکل می‌گیرد و در حال حاضر دلیلی بر صحت و درستی آن موجود نیست.

باور داشتن به این معناست که به یک ایده یا فرد اعتقاد داشته باشیم، اگرچه ممکن است هیچ اثر مشخصی از آن وجود نداشته باشد. اعتقاد و باور پذیرش چیزی است که وجود داشته و صحیح است، به‌ویژه چیزی بدون اثبات. زمانی که یک ایده یا قاعده درست و معتبر در صورت منطقی نبودن هم پذیرفته می‌شود، اعتقاد و باور نامیده می‌شود. زمانی که عقیده‌ای باور فرد می‌شود حتی اگر دلایل وی برای باور کامل به یک ایده یا قاعده معتبر نبوده و ممکن است معیوب هم باشد اما او به‌طورجدی به آن اعتقاد دارد. شما به چیزی به نام سرنوشت اعتقاد دارید و آن را باور می‌کنید حتی اگر هیچ مدرکی برای درستی یا غلط بودن آن وجود نداشته باشد. به‌طور مثال شخصی معتقد است که زندگی انسان در مریخ وجود دارد، این نظری است که اثبات نشده و لزوماً صحیح نخواهد بود. به‌طور خلاصه می‌توان گفت که ایمان، اعتقاد و اعتماد است اما باور عقیده یا عملی است که نه با اثبات و نه با منطق پشتیبانی نشده است.

در رشدتو بخوانید  چگونه احساسات خود را کنترل کنیم؟ 4 راهکار برای کنترل احساس در مواقع هیجانی شدن

رابطه بین باور و ارزش با نگرش و رفتار

تقریباً تمام نظریه‌های آموزشی شامل آموزش و ارزیابی دانش، مهارت‌ها و نگرش‌ها هستند. تعاریف نگرش متفاوت است اگرچه ما گمان می‌کنیم تمامی تعاریف دانش و مهارت یکسان‌اند. نگرش‌ها به‌عنوان ساختارهای فرضیه‌ای معرفی‌شده‌اند که نشان‌دهنده شخصیت یا تمایل فرد به هر چیزی است. قضاوت از نگرش می‌تواند مثبت، منفی یا بی‌طرف باشد. درواقع نگرش‌ها از چارچوب درونی ارزش‌ها و باورها به وجود می‌آیند که در طول زمان توسعه‌یافته‌اند. نگرش‌ها شامل احساسات، رفتار و افکار ما هستند. این سه جزء می‌توانند به‌عنوان مدل ABC به‌صورت سه جزء عاطفی، رفتاری و شناختی توصیف شوند.

پاسخ عاطفی واکنش احساسی فرد به یک وظیفه یا یک موجودیت است. پاسخ رفتاری گرایش کلامی یا رفتاری است که به یک وظیفه یا نهاد داده‌شده است، درحالی‌که پاسخ شناختی ارزیابی شناختی از موجودیت بر اساس یک باور داخلی است. در معناشناسی باورها، ارزش‌ها و نگرش‌ها همپوشانی فراوانی وجود دارد، اما ساختارهایشان متمایز است.

برای اینکه در افراد انگیزه و شوق انجام کار باشد باید نگرش مثبت در فرد وجود داشته باشد. نگرش‌ها از ارزش­های اصلی و باورهایی که به‌صورت باطنی در ما وجود دارند به وجود می‌آیند. باورها، مفروضات و اعتقادات ما بر اساس تجارب گذشته شکل می‌گیرد. ارزش­ها ایده‌های ارزشمندی هستند که بر اساس اشیاء، مفاهیم و مردم شکل می‌گیرند. رفتار مجموعه‌ای از نگرش، باور و ارزش­ها است. این عوامل به‌شدت بر توانایی یادگیری و سازمان‌دهی دانش و مهارت تأثیر می‌گذارند. آگاهی از تفاوت‌های کلیدی باور، ارزش، ایمان، اعتقاد و نگرش و رفتار، عملکرد یادگیری و سازمان‌دهی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. درمجموع می‌توان گفت که نگرش‌ها همان رفتار نیستند. نگرش‌ها ساختاری از باور و سیستم ارزش باطنی افراد است. نگرش‌ها، توانایی و شرایط، رفتارهای افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بازخوردها می‌توانند سبب تغییر رفتار در افراد شوند. تغییر نگرش می‌تواند ارزش­ها و باور ما را تغییر دهد و البته بلعکس. و درنهایت درک این ساختارها به مدیریت شخصی و سازمانی کمک می‌کند.

شکل¬گیری اعتقاد از واقعیت

شکل­‌گیری اعتقاد از واقعیت

ازآنجایی‌که حقایق تصور شده می‌توانند مبنای محدودیت باورهای ما باشند بنابراین لازم است که به‌طور واضح تفاوت بین واقعیت‌های تصور شده و واقعیت‌های اصلی را درک کنیم. محدودیت باورها به‌شدت می‌تواند مانع از تحقق پتانسیل‌های شخصی و حرفه‌ای ما شود. مغز ما چگونه می‌تواند حقیقت اصلی را از حقایق تصور شده تشخیص دهد درحالی‌که هر دو می‌توانند سبب شکل‌گیری اعتقادات ما شوند. حقایق به‌طور قابل‌ملاحظه‌تری قابل‌اعتمادتر هستند و چون شما بر طبق باورهایتان عمل می‌کنید بسیار سخت است که بفهمیم چه اتفاقی در مغز رخ می‌دهد. باورها مبتنی بر واقعیت نیستند و معمولاً در واقعیت وجود دارند. به خطر انداختن اثربخشی واقعیت، خود می‌تواند سبب غم و اندوه زیادی شود و اغلب به شکل تصمیمات بد و اقدامات غیرمنطقی شکل می‌گیرد.

در رشدتو بخوانید  ارزش ها و باورها چگونه زندگی ما را تغییر می‌دهد؟ | نقش ارزش ها در تغییر زندگی

زمانی که اعتقادی در شما شکل بگیرد تغییر آن دشوار است. آن‌ها بخشی از “آسودگی خیال” شما می‌شوند و حتی پس‌ازآن که حقایق اساسی تغییر یا فراموش شوند نیز باقی می‌مانند. بنابراین اهمیت دارد که اطمینان یابید یک اعتقاد به‌طور واقعی و بر اساس واقعیت و نه تصورات غلط و فانتزی شکل‌گرفته است. بنابراین لازم است که در مورد حقایق و واقعیت‌های تصور شده به‌عنوان پایه‌ای که بر اساس آن اعتقادات ساخته می‌شوند، فکر کنید. یک واقعیت تصور شده به این معناست که ساختمانی شکننده دارید اما حقایق واقعی وجود یک  ساختمان مستحکم را نوید می­دهند. برای درک این موضوع بهتر است به برخی از باورهای مختلف نگاهی داشته باشیم:

  • باورها در مورد علیت: “من دروغ‌گوی خوبی نیستم چون آن را از پدر و مادرم به ارث نبرده‌ام”، اغلب این باورها در مورد علیت دلیلی را عنوان می‌کنند.
  • باورها در مورد معانی: “اگر سیگار را ترک نکنم سلامتی‌ام دچار مشکل می‌شود.” اغلب این باورها در مورد معانی یا نتیجه رویدادها یا اقدامات خاص است. چنین باورهایی اغلب عبارات شرطی هستند.
  • باورها در مورد هویت:”من به‌اندازه کافی باهوش نیستم بنابراین نمی‌توانم شغل خوبی پیدا کنم”. این نوع باورها از علت، معنا و محدودیت می‌آیند و اغلب شامل “من هستم” یا “من نیستم”، خواهند بود.

همان‌طوری که در نمونه‌ها آشکار است می‌توانید اعتقادات خود را تحقق بخشید حتی اگر کاملاً بی‌اساس باشند. اگر طوری رفتار کنید که گویی صحت آن‌ها قطعی است آن‌ها زنده شده و قدرت می‌گیرند، شما می‌توانید حقایقی که واقعی نیستند را بسازید. حصول صحت بیشتر به یک باور نه‌تنها بر روند تصمیم‌گیری شما تأثیر می‌گذارد حتی می‌تواند مانع از رسیدن شما به نقطه تصمیم‌گیری شود. اگر ارزش و باور شما نادرست باشد شما نمی‌توانید پی ببرید که چه بررسی‌هایی در گرفتن یک تصمیم مهم خواهد بود. در این صورت چگونه حقایق را از واقعیت‌های تصور شده تشخیص دهیم؟

ما از طریق حواس پنج‌گانه دیداری، شنیداری، بویایی، چشایی و لامسه می‌توانیم دنیای اطراف خود را بشناسیم. این حواس اطلاعاتی متکی بر مغز هستند. می‌توانید فکر کنید که حواس به‌عنوان جمع کننده اطلاعات و مغز به‌عنوان پردازنده اطلاعات است. بنابراین بدون شناخت فلسفه پیچیده معرفت‌شناسی چگونه می‌توان فهمید که چه چیزی دقیقاً به مغز گزارش‌شده است. بررسی مستقیم محل، مفروضات و اطلاعات‌پایه پاسخ منحصربه‌فردی به این سؤالات است. ما باید به‌طور مداوم سعی کنیم از دیدگاه‌هایمان فراتر برویم از خودمان در مورداطمینان از اطلاعات ارائه‌شده و پردازش آن توسط مغز بپرسیم. همان‌طور که گفته شد زباله‌ها باید از سطل آاشغال دور ریخته شوند. من نمی‌خواهم که ضایعات زباله را حمل کنم بلکه تا آنجا که ممکن است باید اطمینان یابیم که اطلاعات دریافت شده زباله نیست(بی­اساس نیست) بلکه اطلاعات جامد و قابل‌اعتماد است. ازآنجاکه هیچ راه مطلوبی برای انجام این کار وجود ندارد بهترین راه برای انجام این کار این است که به‌طور مداوم از این مشکل آگاه شوید و از اطلاعات قابل‌اطمینان بیشتر استفاده کنید. باید بتوانید باورهای خود را بر اساس واقعیت‌ها و نه اعتقادات، بسازید. درک بین واقعیت حقیقی و واقعیت­های تصور شده به شما کمک خواهد کرد تا از مطمئن‌ترین راه ممکن باورهای خود را بسازید.

درمجموع می‌توان گفت که باور  به منطق و صحت یا اثبات موضوع توجهی ندارد. باورها و اعتقادات ما بر اساس تجارب گذشته و ذهنیت ما شکل می‌گیرند. بنابراین برای ساختن و یا رشد باورهای درست در خود باید بتوانیم واقعیت‌های حقیقی را از واقعیت‌های تصور شده تشخیص دهیم.

 

منابع:

https://owlcation.com/social-sciences/Teaching-and-Assessing-Attitudes

https://www.forbes.com/sites/forbescoachescouncil/2018/09/12/construct-your-belief-system-on-reality-not-imagined-facts/#4d505999cf18

http://www.differencebetween.net/language/difference-between-to-have-faith-and-to-have-a-belief/

https://en.wikipedia.org/wiki/Belief

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *